أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

546

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

معمولًا از طريق والى مصر براى امير مكه ارسال مىشد يا با اتكاى به نيروى نظامى مصرى در مكه به اجرا در مىآمد . به همين دليل برخى تصوّر كرده‌اند كه مكه تابع مصر بوده است . واقعيت آن است كه ارتباط اميران مكه با واليان مصر ، ارتباط يك كارگر با واسطه‌اى بود كه خليفه به او اعتماد داشت و همانطور كه در ابتداى اين فصل گفتيم روى عنصر تركى آن حاكم حساب مىشد . شرايط مكه به گونه‌اى سپرى شد كه محقق به درستى نمىتواند در اين باره كه وضعيت آرامش و استقرار و اطمينان در طول مدت زمانِ مورد بررسى ما در اين فصل ، چگونه بوده ، به نتايج مطلوبى دست يابد ، زيرا مكه يكسره در معرض رشته فتنه‌هايى بود كه شمارش آنها بسى دشوار است و شايد بتوان گفت در طول سه قرن به جز مدّت زمان‌هاى كوتاه كه بيشتر آن ده سال مىشد ، روى آرامش را نديد . البته بايد دوران امارت بركات و فرزندش ابونمى و نواده‌اش حسن را كه بيش از هشتاد سال نيست ، استثنا كرد . نمايندگىهاى اجنبى در پايان دورهء مورد بحث ، براى نخستين بار اين بلاد شاهد حضور نمايندگىهاى سياسى اجنبى بود . براى نخستين بار قنسول انگليس در سال 1216 وارد جده شد تا كارهاى قنسولى را مستقيم انجام دهد . وى براى اين كار ، خانه‌اى گرفت و پرچم انگليس را براى نخستين بار در تاريخ نمايندگىهاى سياسى اجنبى بر آن برافراشت . هنوز آن قرن تمام نشده بود كه بر شمار نمايندگىهاى خارجى در جده افزوده شد و فرانسوىها و روس‌ها هم در جده قنسولگرى تأسيس كردند . « 1 » محدودهء شهر مكه به لحاظ عمران و آبادى در اوائل دورهء عثمانى ، چيزى بيش از آنچه در زمان چراكسه بود ، نبود . قطبى كه بخشى از عمرش را در دورهء نخست عثمانى در مكه سپرى كرد و به سال 988 درگذشت ، در كتاب الاعلام خود گويد : ابتداى مكه ، مَعْلات و منتهاى آن در سمت مسفله جايى نزديك مولد حمزه است كه چسبيده به محل

--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى .